السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )
316
آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )
و تغيير آن نيز تابع ثبات و تغيير معلوم خارجى است . به طور كلى علوم حسى ، علومى جزيى هستند ، زيرا اين علوم متوقف بر ارتباط با خارج است ، ارتباطى كه از طريق ادوات حسى برقرار مىشود . پس اگر آنچه در خارج است به واسطهء تغييرى كه در آن روى مىدهد ، زايل گردد ، علم حسى نيز زايل خواهد شد . علم حسى و علم خيالى علم جزيى بر دو قسم است : تصور حسى و تصور خيالى . تصور حسى ، پديدهء ذهنى سادهاى است كه در اثر ارتباط اندامهاى حسى با واقعيتهاى مادى در لوح نفس حاصل مىگردد . و به ديگر سخن : تصور حسى همان صورتى است كه از اشياى مادى در حال مواجهه و ارتباط مستقيم ذهن با خارج با به كار افتادن يكى از حواس پنجگانه يا بيشتر ، در ذهن منعكس مىشود ؛ مثلا هماكنون كه خوانندهء گرامى چشم گشوده و اين خطوط را در برابر ديدگان خود قرار داده است ، و آنها را نظاره مىكند ، تصويرى از اين كلمات در ذهنش پديدار مىگردد ، و اين تصوير ، همان حالت خاصى است كه خوانندهء اين كلمات حضورا و وجدانا در خود مشاهده مىكند . همچنين ادراكى كه هنگام استماع سخنان يك سخنران در خود مىيابيم ، و يا طعمى كه هنگام قرار گرفتن لقمهء غذا در دهان مىچشيم ، و يا بويى كه هنگام استشمام رائحهء يك گل درك مىكنيم ، همه ادراك حسى هستند . و اما تصور خيالى ، پديدهء ذهنى سادهاى است كه در پى تصور حسى و ارتباط با خارج حاصل مىگردد ، ولى بقاى آن منوط به بقاى ارتباط با خارج نيست . توضيح اينكه : پس از پيدايش صورت حسى در قوهء حاسه ، صورت ديگرى در قوهء خيال پديد مىآيد ؛ و در پى ناپديد گشتن صورت حسى ، آن صورت خيالى باقى مىماند ؛ و هرگاه انسان بخواهد ، آن صورت را احضار كرده ، و آن شىء خارجى را دوباره تصور مىكند . تفاوتهاى صورت حسى با صورت خيالى عبارت است از : 1 . صورت حسى غالبا و در حال عادى روشنتر از صورت خيالى است . 2 . صورت حسى هميشه با وضع ( - نسبت مخصوص با اجزاى مجاور ) ، و جهت خاص ( در طرف چپ يا راست يا پيش رو يا پشت سر و غير آن ) و نيز در مكان خاص احساس مىشود . فى المثل آدمى هرگاه چيزى را مىبيند آن را در جاى معين و در جهت معين و